ابو الفضل مير محمدى زرندى
96
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
پرهيز داشتند الا اينكه بر آنان دروغ بستند . تا جايى كه مىگويد : در سند اين حديث مىبينيم كه محمد بن نصير واقع است و اين همان نميرى كذاب و غالى و خبيث مىباشد كه بنابر آنچه در كتاب غيبت شيخ ص 250 نقل كرده ادعاى نيابت كرده است . و نيز در سند ، عمر بن فرات كاتب بغدادى واقع است كه او هم غالى است و قبايح ديگرى هم دارد . و در سند ، محمد بن مفضل نيز واقع است كه معلوم نيست چه كسى است ولى ظاهرا اين دروغ از ناحيهء بغدادى آمده چون او حديث را وارد كرده و دربارهاش تفصيل داده است و يا خود نميرى حديث را جعل نموده است « 1 » . خلاصه : پس دليلى كه دلالت كند بر اينكه پيغمبر اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله ) قبل از نزول تدريجى عالم به قرآن بوده نداريم و اينكه بر حسب آيات قرآنى عجله مىنموده و از آن نهى شده ، شايد از اين جهت بوده كه قبل از خاتمه وحى ، عجله مىكرده و زمزمه مىنموده تا فراموش نكند . پس خداى تعالى حضرت را نهى مىكند كه : تا جبرئيل ، مطلب را تمام نكرده مشغول قرائت آن نشو و پس از آن ، مادامى كه جبرئيل در مجلس بود حضرت ساكت بود و پس از رفتن جبرئيل مشغول قرائت مىشد . قرآن و ماه رمضان آنچه از روايات ، استفاده شد كه قرآن كريم در ماه رمضان ، از لوح جدا شده و به آسمان دنيا نازل گرديده ، يكى از اقوال در مسأله است و سيوطى آن را در اتقان ، صحيحترين و مشهورترين اقوال دانسته است . روايات زيادى هم از ابن عباس نقل شده كه شايد به 8 روايت بالغ بشود كه كلا دلالت بر اين قول دارد « 2 » . و از طريق شيعه نيز اخبارى بر اين قول دلالت مىكرد كه در مجمع البيان در اول اقوال ، ذكر شده است . و به ابن عباس و سعيد بن جبير و حسن و قتاده و به مروى از امام صادق ( عليه السلام ) نسبت داده شده است « 3 » .
--> ( 1 ) پاورقى بحار الانوار ، ج 53 ، ص 1 . ( 2 ) الاتقان ج 1 ، ص 41 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 2 ، ص 276 .